أحمد بن محمد مسكويه الرازي ( مترجم : ابو القاسم امامى و على نقى منزوى )
494
تجارب الأمم ( فارسى )
او روى ، پايان جنگ ناپيداست ، اگر شكست خوردى ، ديگر كمرت را راست نتوانى كرد ، و اگر * كسى جز بجكم را به جنگ او بفرستى شكست خواهد خورد و دل ياران تو سست مىگردد . پس بهتر است كسى چون بجكم را بفرستى كه اميدى به ايستادگى برابرش را ندارند ، اگر شهر را گرفت ، ريشهء ايشان را در مىآورد ، آنگاه نيز كارها در دست تو است ، اگر بخواهى او را نگاه مىدارى و اگر نخواهى ، پيش از آنكه ريشه بدواند ، و بر جائى چشم دوزد ، او را بر كنار خواهى كرد ، پس استخاره كن و كار او را به راه بينداز ! » ابن رايق نيز پذيرفت و فرمان را امضا كرد . من با آن پول بر اهواز دست يافتم و ابن مقاتل جان خود و فرمانروايش را به ده هزار دينار بفروخت ، و من به جاى آن چند برابرش را به دست آوردم و فرمانروايى ابن رايق نيز از آن من شد . سال سيصد و بيست و ششم آغاز شد : گزارش يورش ابو حسين احمد بن بويه ، همراه با ابو عبد الله بريدى بر اهواز و جنگ با بجكم در سال 326 : گفتيم [ 1 ] كه چگونه ابو عبد الله بريدى به سوى على بن بويه رفت ، و او به برادرش احمد بن بويه پيشنهاد كرد كه همراه وى به اهواز رود . ابو عبد الله بريدى نيز دو پسر خود ، ابو الحسن محمد و ابو جعفر « فياض » را گروگان نزد على بن بويه نهاده ، همراه امير ابو حسين احمد بن بويه به سوى اهواز شد . چون گزارش آمدن احمد بن بويه به ارجان ، به بجكم رسيد ، براى جنگ او بيرون آمد ولى شكست خورد . بزرگترين * سبب شكست او باران پشت سر هم بود كه چند روز باريد ، و كمانها را از كار بينداخت و تركان نتوانستند با نشاب تيراندازى كنند . بجكم به اهواز برگشت و پل « اربق » را ببريد و محمد بن ينال ترجمان را به « عسكر مكرم » فرستاد ، و در آنجا ، ميان او [ 2 ] و
--> [ ( 1 - ) ] M : پناهندگى بريدى به بويه در خ 5 : 540 و 562 ياد شده است . براى خاندان بريدى يا يزيدى ن . ك : خ 6 : 44 پانوشت . [ ( 2 - ) ] چنان كه از « تكمله » نيز بر مىآيد ، ضمير « او » به معز الدوله احمد بن بويه بر مىگردد .